تالاب گاوخونی انتهایی‌ترین و پست‌تری نقطه حوضه‌ها‌ی آبخیز زاینده‌رود است و وضعیت خاك آن به طور مستقیم تحت تاثیر رسوبات حمل شده از كل حوزه كه به طور عمده از آبرفت‌های دوران چهارم زمین‌شناسی می‌باشد، قرار دارد. علاوه بر آن فعالیت‌های مربوط به باد، آب زیرزمینی شور، پوشش گیاهی، پستی و بلندی،‌ تبخیر شدید و شرایط اقلیمی از عمده‌ترین عوامل موثر در تشكیل، تكوین و تكامل خاك‌های منطقه محسوب می‌شوند كه اغلب در جهت افزایش شوری خاك تاثیرگذار بوده‌اند.

تفاوت در درجه شوری خا‌ك‌های منطقه كه محصول عملكرد متفاوت عوامل مذكور در بخش‌های گوناگون تالاب می‌باشند، از ویژگی‌های خاك‌شناسی آن می‌باشند. بر این اساس اگر بخواهیم در یك تقسیم‌بندی ساده اولیه خاك‌های منطقه را از یكدیگر تفكیك كنیم،‌ با توجه به میزان شوری می‌توان آن را به دو گروه عمده تقسیم كرد.          
گروه اول شامل خاك های نواحی حاشیه‌ای تالاب در بخش‌های شرقی و جنوبی است كه به علت بهره‌مندی از آب زیرزمینی بالا و متاثر از آب شور دریاچه، تبخیر شدید، خاصیت مویینگی و فعالیت بادها و آبراهه‌های نمكی كه با خود نمك قابل ملاحظه‌ای را حمل می‌كنند، از درجه شوری فوق‌العاده‌آی برخوردار هستند. در این نواحی شوری تا بدانجا است كه در ایام خشك سال لایه‌ای از نمك سطح خاك را می‌پوشاند و امكان رویش هر گونه گیاهی را (حتی گیاهان شورپسند) غیرممكن می‌سازد و در برخی از نقاط تا شعاع كیلومترها دورتر از دریاچه، زمین فاقد پوشش گیاهی است.  
گروه دوم خاك‌هایی را شامل می‌شود كه اغلب در ارتفاعات مشرف و مجاور تالاب و یا در بخش شمال و شمال غرب آن قرار دارند. خاك در ارتفاعات مجاور و از جمله كوه سیاه به علت پایین بودن سفره آب زیرزمینی كمتر تحت تاثیر شوری دریاچه قرار می‌‌گیرد، اگرچه بادهایی كه از طرف دریاچه به این نقاط می‌وزند، آن را از شوری دریاچه بی‌نصیب نمی‌گذارند. شوری در این ارتفاعات بسیار جزیی است، به نحوی كه پوشش گیاهی متنوعی از گیاهان یكساله كه بردباری بسیار كمی نسبت به شوری دارند، عمده رویش‌های آن را در سال‌های پرباران تشكیل می‌دهند. همچنین در این گروه خاك نواحی شمال و شمال غربی تالاب به علت الحاق با آب زاینده‌رود كه هر از چندگاهی آن را از آب تازه و شیرین بهره‌مند می‌سازد از شوری كمی برخوردار می‌باشد و این موجب شده پوشش گیاهی انبوه و متراكمی از گیاهان شورپسند از جمله گز، گنگ و . . . در این بخش از تالاب (جنگل‌زار) به وجود آید. بدیهی است شوری خاك بر اساس میزان آب ورودی رودخانه در طول سال متغیر بوده و در مقایسه با ارتفاعات در مجموع مقدار شوری آن بیشتر است،‌ اما این شوری به آن حد نیست كه از رویش گیاهان جلوگیری كند.
میرزایی (1378) در بررسی منشا شوری خاك‌های شمالی و غربی تالاب گاوخونی تكامل خاك‌های منطقه را تحت تاثیر عواملی همچون سفره آب زیرزمینی، مواد مادری، فرسایش و رواناب می‌داند. در این بررسی درجات مختلفی از خاك‌های منطقه معرفی شده است. خاك‌‌های با تكامل پروفیلی ضعیف‌تر كه تحت تاثیر اقلیم فعلی، رواناب، فرسایش و آب زیزمینی قرار داشته و خاك‌های نسبتاً تكامل‌ یافته‌ت كه تحت تاثیر اقلیم مرطوب گذشته به وجود آمده‌اند. PH‌های اسیدی موجود در برخی از خاك های منطقه نیز به علت غلظت زیاد الكترولیت‌ها، كمبود كربنات كلسیم آزاد و در نتیجه وجود اسید آمینه‌های آزاد و یا احتمالاً با واكنش اسید سولفاتی كه منجر به تشكیل گچ و اسید سولفوریك شده مرتبط می‌باشند. نتایج حاصل از تجزیه‌های پراش اشعه X بیانگر آن است كه كانی‌های رسوبی خاك های منطقه شامل ایلایت، كلرایت، پالیگورسكایت، اسمكتیت و رمی كولایت، كائولینیت و كوارتز و كانی‌های تبخیری آن شامل هالیت، جیبسیم، تناردایت، بلویدایت و ولوویایت می‌باشد. تشابه كانی‌های رسوبی منطقه با مواد مادری نیز نشان می‌دهد كه این كانی‌ها از مواد مادی به ارث رسیده است. همچنین بخشی از اسمكتیت و پالیگو رسكایت موجود در پروفیل‌های حاشیه باتلاق احتمالاً منشا اتوژنیكی داشته، زیرا شرایط لازم از جمله بالا بودن میزان الكترولیت‌ها و زهكشی ضعیف در آن مهیا بوده است.              
مطالعات انجام شده نشان می‌دهد كه عوامل موثر در تشكیل و تكوین خاك‌های منطقه در نقاط مختلف آن به یك گونه عمل نمی‌كنند و موجب تفاوت‌های بارزی در ویژگی‌های فیزیكی و شیمیایی خاك در بخش‌های مختلف می‌شوند. به عنوان مثال فروغی فرد (1374) در بررسی تاثیر عوامل توپوگرافی و مواد مادری بر روند تشكیل نمك در خاك‌های منطقه، كوه سیاه واقع در بخش شمالی را با منطقه‌ای معروف به یخچال در بخش جنوبی تالاب مورد مقایسه قرار داده است. بر اساس نتایج حاصل در كوه سیاه مواد مادری شامل مواد آتش‌فشانی و درونی است كه نمی‌تواند تولید گچ و نمك كند و وجود مواد مذكور به خاطر بادهایی است كه از نقاط مختلف این مواد را به كوه سیاه حمل می‌كنند. اما در منطقه یخچال منشا گچ و نمك موجود از مواد مادری است.  
همچنین در محل كوه سیاه رسوبات حمل شده از نقاط مرتفع و پیشروی و پسروی دریاچه عملیات فرسایش و رسوب‌گذاری را مرتباً دستخوش تغییر قرار می‌دهد، در حالی كه در منطقه یخچال ثبات بیشتر در لایه‌بندی نمونه های برداشت شده وجود دارد. نكته آخر این كه تغییرات در میزان املاح در نمونه‌های برداشت شده در كوه سیاه و منطقه یخچال نشان می‌دهد كه هرچند مناطق مذكور هر دو در حاشیه تالاب هستند، ولیكن میزان شوری و املاح در نزدیك كوه سیاه به مراتب كمتر از منطقه یخچال می‌باشد. این امر به خاطر ورود آب‌ زاینده‌رود به بخش شمالی تالاب است.

نوشته شده در تاریخ جمعه 17 تیر 1390    | توسط:    |    |
نظرات()